شماره‌ی خبر : ‌63922 | تعداد بازدید : 56
سه‌شنبه 24 اردیبهشت ماه 1398 ساعت 09:09

تاثیر روزه بر ذهن و رفتار ورزشکار

ورزشکار معاف نیست از اصلاح اندیشه و روش. چون الگو است و هزاران و میلیون ها نفر او را می بینند. افزایش سرمایه گذاری به روی چنین فردی بیشتر توسعه در نیکی ها را به دنبال دارد.

 تاثیر روزه بر ذهن و رفتار ورزشکار

ورزشکار معاف نیست از اصلاح اندیشه و روش. چون الگو است و هزاران و میلیون ها  نفر او را می بینند. افزایش سرمایه گذاری به روی چنین فردی بیشتر توسعه در نیکی ها را به دنبال دارد.

یک ورزشکار مشهور وقتی یک رسانه پربیننده را در اختیار دارد رفتار درستش و اندیشه درستش می تواند میلیون ها نفر را متاثر کند. سرمایه گذاری روی صد نفری که میلیون ها مخاطب دارند بیش از سرمایه گذاری رو میلیون ها نفری که تک تک شان بی مخاطب هستند می تواند اثر انتقال آموزه داشته باشد.

روزه یعنی متوقف کردن اندیشه های غلط

روزه معادل درستی برای واژه (صوم) نیست. در زمان قبل از اسلام واژه صوم به معنای متوقف نمودن یک شی در حال جریان و جوشش بوده که از حرکت می ایستاده.  اسلام این واژه را به استخدام در آورد. رفتارها،  گفتارهای ناپسندی که انسان در زندگی اش جاری است و آن رفتار و گفتار های ناپسند و اندیشه های نادرست رو می خواهد متوقف کند در اصلاح می گویند چنین فردی صائم شده، صوم دارد. صیام دارد و به اصطلاح فارسی زبانان روزه دار شده، صوم به معنی توقف است. متوقف نمودن، از حرکت باز ایستادن.

انسان زندگی می کند و در زندگی اش اندیشه های غلطی دارد. می گوید فلانی که در فلان بازی به پای من آسیب رساند حتما عمدی در کارش بود. حتما به او سپرده بودند! حتما می خواست مانع از پیروزی تیم من شود. حتما می خواست مانع از موفقیت ها من در آینده شود. این را در ذهن نگه می دارم و با او درگیر می شوم. اندیشه های غلط که مولد رفتارهای غلط در زندگی هستند اگر متوقف نشوند نه تو هرگز رنگ آرامش را می بینی نه آنها یعنی اطرافیان هر گز رنگ امنیت و آسودگی  را می بینند.

برای اینکه تو آرام باشی و اطرافیانت امن، نسخه ای به نام ولایت را خدا عرضه کرده است. ولایت دو دسته آموزه به انسان عرضه می کند. آموزه مربوط به اندیشه و فکر که می گویند آموزه های اعتقادی. آموزه مربوط به رفتار و کردار که به آن می گویند آموزهای عملی.می گویند اگر این دو دسته آموزه را بکار بگیری اول اندیشه، فکر، بینش و اعتقادت اصلاح می شود. وقتی فکرت اصلاح شد به تعبیری که اهل بیت علیه السلام به ویژه امام جعفر صادق (ع) بکار برده رفتارت خود به خود اصلاح می شود.

دین برای اینکه این صوم و توقف یعنی متوقف کردن اشتباهات و امور ناپسند را یک نماد ظاهری بدهد آمده گفته تو عادت داشتی که صبحانه می خوردی، نهار می خوردی، شام می خوردی، هر وقت تشنه می شدی شربت، آب، نوشابه می نوشیدی، هر وقت گرمت می شده سرت را زیر آب می بردی و الا آخر. الان با اینکه قبلا این روش در زندگی ات جاری بود حالا حق نداری در طول روز از آن چیز که قبلا در زندگی ات جاری بوده استفاده کنی. این توقف به ما یاد می دهد تا بگوید من از تو به سبب روزه که همان صوم است در واقع متوقف نمودن روش های ناپسند را می خواهم.

رمضان ثمره غفاریت و بخشندگی خداست

حالا صوم یا روزه در رمضان واقع می شود. رمضان به معنی سوزاندن ثمره غفاریت و بخشندگی خداست. خدا می گوید اگر تو تغییر بدهی روش های غلطت رو که دیگران را آزرده خاطر می کرد، زندگی را برای دیگران نا امن و ناهموار می کرد من خدا هم عوارض اشتباهات تو رو که بیکاری بود، که بیماری بود، که اختلافات خانوادگی بود که نداشتن فرزند بود، که همیشه درگیری با اطرافیان و همسایگان و همکارها بود تبدیل می کنم به آبرو، به صلح و سازش، به سلامتی، به فرزند دار شدن و به رفع اختلافات.  شبی که این تصمیم در آن شب اجراء می شود که معلوم شود بنده به چه میزان گذشته غلطش رو متوقف کرده تا به همان میزان عوارض و ناخوشایندی های موجود در زندگی اش متوقف شود، رمضان شود یعنی سوزانده شود به آن شب می گویند شب قدر، یعنی شب تغییر سرنوشت، پس بنابراین صوم که توقف اشتباهات گذشته است در رمضان واقع شده تا نشان دهد متوقف کردن اشتباهات موجب می شود که خداوند گناهان را بسوزاند و عوارضش را در زندگی ما ریشه کن کند.

این کار در شبی رخ می دهد که به آن می گویند لیله قدر. بعضی از علما از لیله قدر تعبیر کردن به شب آشتی کنان عبد و رب. شب آشتی بنده با خدا. به لیله قدر لیله احیاء هم می گویند. احیاء به خاطر این است که چرا من گذشته غلط و نادرستم متوقف شده است؟ چون ولایت که اندیشه درست تولید می کند و روش درست تولید می کند در زندگی تو زنده شده است. احیاء یعنی زنده کردن. چرا گذشته تاریکم را متوقف کردم و از بین بردم؟ چون ولایت را در زندگی ام احیاء نمودم.

ولایت چه می گوید: منشاء نارآمی ها و تلاطمات از درون ما برمی خیزد. بخل، حسد، کبر، حرص و طمع تولید ناآرامی و اضطراب می کند. راه مداوای ناآرامی ها این است که بگوئیم که خدا، تو خالق این رذائل در وجود منی برای معالجه من راه و روش قرار دادی. من به تو تکیه و اعتماد دارم. با یقین به وعده های تو آرام می گیرم و در قبال اطرافیان آموزه ها را بکار می گیرم. گذشته غلطم را متوقف می کنم حالا از تو می خواهم آنچه به سبب گذشته غلط بر من حاکم نموده بودی بسوزانی و طبق وعده از بین ببری. خداوند هم می گوید چشم.

فطر یعنی جدایی از اندیشه های غلط

متوقف کردن گذشته تاریک و نادرست و آغاز یک زندگی درست. ثمره اش عید فطر است.کلمه فطر یعنی جدایی. حالا که من از اندیشه ها و روش های قدیم و گذشته جدا شدم آن روز می شود عید. می شود جشن. خدایا من از گذشته غلط که متوقفش کردم جدا شدم و عوارضش را هم که تو سوزندی و از بین بردی. حالا برای من عید فطر حاصل شده است.  پایان رمضان. به شکرانه اش فطریه می دهم. کمک مالی. یعنی چی. منظور از کمک مالی نماد است. یعنی به میزانی که من گذشته های غلط را، فکرهای غلط را، رفتارهای غلط را متوقف کردم تغییر کردم، خداوند هم گناهان من را سوزاند.آثارش را از بین برد. آشتی میان من و خداوند برقرار شد. من جدا شده ام از زندگی غلط.

حالا از این به بعد کمک و یاری می کنم به نیازمندانی که آنها مثل من اسیر و گرفتارند. این کمک مالی یعنی یاری رساندن به کسانی که محتاجند. در پیام الهی و اراده الهی یعنی یاری کن کسانی که مثل تو گرفتار اندیشه های غلطند. یک عمری دارند تاوان اشتباهاتشان را پس می دهند. زندگی اشان درگیر است

بادیگارد «کلی» خدایش بود

محمد علی کلی که دوست نداشت او را با نام کلی صدا کنند با سوال بچه ای مواجه می شود. بعد از اینکه بوکس را گذاشتید کنار چه کار می کنید؟ می گوید: من بعد از اینکه بوکس را گذاشتم کنار نه مدرسه بوکس باز می کنم و نه مربی بوکس می شوم. من به دنبال این هستم که خدا چرا مرا خلق کرده؟ هیچ چیز در این عالم بی خالق نیست. و از من هنگامی که به ملاقات او می روم یعنی قیامت چه انتظاری دارد؟ یقین دارم این خالق از من انتظار دارد و انتظاراتی که از من دارد در قبال همنوعان من دارد. که چگونه انتظارات او را در قبال همنوعان اجراء کنم. یاری کنم. تحمل کنم. صبر کنم. گذشت کنم. عفو کنم. بزرگی کنم. دستگیری کنم. من به دنبال شناخت خواست های خدا در قبال همنوعان و بکارگیری آنها هستم.

از کلی سوال می کنند که فلانی آیا تو بادیگارد داری؟ به شوخی می گوید یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده. بعد می گوید من یک بادیگارد دارم. بادیگارد من بدون اینکه گوش داشته باشد می شنود. بدون اینکه چشم داشته باشد می بیند. بدون اینکه زبان داشته باشد آنچه را که بخواهد به دیگران می فهماند. وقتی اراده می کند چیزی بشود امر می کند اما امرش نیاز نیست با کلام اظهار شود .خدای من به همه اسرارها و نهان ها آگاه است بدون اینکه ذهن و ضمیر داشته باشد و نیاز به خاطره داشته باشد. خدای من برتر از هر چیز است. این خدا محافظ من و محافظ توست و اوست پروردگار متعالی.

ورزشکار ما هم می باید یک اندیشه درست بر او حاکم باشد تا این اندیشه درست رفتار درست را به ارمغان بیاورد و این رفتار درست در زمین بازی، در محل بازی حالا مستطیل سبز یا هر یک از رشته های ورزشی تجلی کند و به میزانی که این رفتار درست از سوی هوادار و مخاطب دیده می شود، چون رفتار می دانید که حامل اندیشه ای است که مولد و سازنده رفتار است. این رفتار آن اندیشه رفتار ساز را هم انتقال می دهد. این جاست که علاقمندان به این ورزشکار به رفتار و اندیشه مولد رفتار او علاقمند می شوند. و کارهای نیک او را در زندگی بکار می گیرند. این می شود توسعه دادن به دادن به نیکی ها.

مجتبی شریفی

دکترای فلسفه و منطق، استاد دانشگاه و رئیس سابق کمیته انضباطی


نام‌ :
ایمیل :
نمایش داده نمی‌شود
تلفن :
نمایش داده نمی‌شود
وبگاه‌ :
متن :
 

امتیاز هواداران مس به بازیکنان این تیم در فصل 97-98