شمارهی خبر : 91044 | تعداد بازدید : 162
چهارشنبه 22 اردیبهشت ماه 1405 ساعت 19:25
آغاز مجدد برای مس کرمان با یاد و پاسداشت خون 176 نوگل پرپر شده مدرسه میناب
سوت آغاز رقابت های فوتبال در کشور در حالی از عصر روز پنجشنبه با از سرگیری رقابت های لیگ یک به صدا درخواهد آمد که نارنجی پوشان مس در شهر کرمان با پاسداشت خون همه شهدای قهرمان وطن به خصوص 176 شهید مدرسه میناب به زمین مسابقه پای می گذارند.

سوت آغاز رقابت های فوتبال در کشور در حالی از عصر روز پنجشنبه با از سرگیری رقابت های لیگ یک به صدا درخواهد آمد که نارنجی پوشان مس در شهر کرمان با پاسداشت خون همه شهدای قهرمان وطن به خصوص 176 شهید مدرسه میناب به زمین مسابقه پای می گذارند.
همان دختران و پسران شهیدی که پشت نیمکت های کلاس جاودانه شدند و مادری که تمام پسرش را از بوی تنش در لباسهایش میجوید و دلخوش به دم مسیحا میشود در حالی که فقط هفت بهار را شکوفه کرد.
فقط هفت بهار را شکوفه کرده بود و 20 روز دیگر فاصله داشت تا هشتمین بهار زندگیش نیز در باغ آرزوهای سال نو جوانه زند؛ هر روز صبح، از ذوق و شوق مدرسه چشم به آفتاب عالم تاب باز میکرد.
مادرش سرشار از عشق و عطوفت موهایش را شانه میزد، ساندویچ آرزوهایش را برایش لقمه میپیچید و راهی مدرسهاش میکرد اما یک روز مدرسه رفتن پسرش غیر از همهی روزها و به قول مادرش برای آنها روزِ سیاه شد.
روزی که پسرش تمامْ قدْ رفت و یاقوتِ جانش مثل یک انار قرمز تَرَک خورد و دانههایش بر زمین ریخت؛ مادرش میگوید بعد از سه روز که جامِ تلخِ شوکرانِ انتظار را جرعه جرعه با خوف و رجاء در دل می ریخت برایش از مسیحا خبر آوردند که "آینه جانش تکهتکه شد.
مادر مسیحا با هزار بغضِ دردآلود میگِریَد و میگوید دردٓ عمیقِ این داغِ جگرسوزْ سنگِ سیاه و سنگینی بر قلبم شد و شکوفه لبخند و مهربانی بهار مسیحای مرا پَرپَر کردند و بلبل خوشخوان آشیانهی مرا خاموش کردند و مرغ دلم برای دیدن و بوسیدنش پَر میکشد.
ما گُلی گُم کردهایم که به جستجوی بویش صندوقچهای لباسش را میگشاییم؛ کارِ منو پدرش این شده که هر شبْ بویِ تنِ مسیحا را از لباسهایش استشمام کنیم و مادر مسیحا میگوید 80 روز است که با عکسها و فیلمهای پسرم زمزمه میکنم.
هر روز که پدر مسیحا از سر کار میآید خواهر سه سالهاش بهانه مسیحا را میگیرد و داغ دلمان را تازهتر میکند میگوید "برویم داداشی را به خانه بیاوریم".
آری؛ حالا دیگر من با دم مسیحا زندگی میکنم؛ امیدوارم دَمِ 176 مسیحای بی گناه و بیدفاع مدرسه میناب به دل من و همه مادران شجره طیبه جامه صبر بپوشاند و از دم مسیحایی امام دلسوز و شهیدمان حق بر باطل پیروز و آمریکا و اسرائیل نابود شوند.
و ما نیز در این جامه نارنجی فوتبال در شهر کرمان گرامی می داریم همه این مسیحای شهید را و همدردیم در هر حالتی با مادران این مسیحا...
