باشگاه فرهنگی ورزشی صنعت‌مس‌کرمان
Sanat Mes Kerman F.C.
تاریخ روز
شنبه 2 بهمن ماه 1395 ساعت 16:44:54
نوع قلم :‌   اندازه‌ی قلم :‌

به یاد مهدی محمدی فقید

دوشنبه 23 شهریور ماه 1394 ساعت 22:30

فوتبال کرمان در شهریورماه سال 92 شخصی را از دست داد که جزو نمادهایش محسوب می شد...در ایران خیلی ها مس و فوتبال کرمان را با مهدی محمدی می شناختند آن هم در حالی که حتی در همین کرمان هم خیلی ها معتقد بودند که این چهره هیچگاه به جایگاه واقعی خود به خصوص روی نیمکت مس نرسید. مهدی محمدی 54 ساله، سال های زیادی برای فوتبال کرمان و تیم مس زحمت کشید...چه از آن روزهایی که در تیم های کرمانی فوتبال بازی می کرد و چه در آن زمان که روی نیمکت تیم های کرمان مشغول به کار بود.

آقای شماره هفت تیم آرشام

مهدی محمدی هم همانند خیلی از کرمانی های علاقه مند به فوتبال در دهه 50 بازی های خود را از تیم های پایه کلنی کرمان شروع کرد. در آن روزگاری که اصلا قرار نبود فوتبال این همه سروصدای حاشیه ای داشته باشد و فقط کسانی که واقعا عاشق آن توپ های چهل تیکه بودند، پاهای خود را با کفش های پاره روی زمین های سنگلاخی نابود می کردند...مهدی محمدی در چنین شرایطی پا به توپ شد و البته خیلی زود آنقدر در چشم ها جا گرفت که تیم های فوتبال رسمی کرمان برایش پیغام فرستادند که در بازی های کشوری آن ها را یاری کند. سال 1353 بود و مسابقات قهرمانی جوانان کشور در تبریز برگزار می شد. تیم آرشام کرمان یکی از بی ادعاترین تیم های حاضر در مسابقات بود که در میان 15 تیم شرکت کننده هیچ کس حسابی روی آن باز نمی کرد. اما کرمانی ها از همان موقع به شگفتی سازی عادت داشتند و این تیم آنقدر خوب بود که حتی به جمع چهار تیم پایانی بازی ها نیز رسید. مربیگری آن تیم را همین ایرج کهندل بر عهده داشت و او یک بازیکن بسیار خوش استیل و طراح در میانه زمین خود با شماره هفت داشت که همه نظرها را به خود جلب کرده بود...مهدی محمدی که نقش به سزایی در این شگفتی سازی داشت با پاس های دقیقی که می داد و کار گروهی که با سایر بازیکنان انجام می داد نام خود را برای اولین بار در فوتبال مطرح کرد. هرچند تیم کرمان در نهایت با ناداوری هایی که علیهش انجام شد اجازه نیافت شگفتی سازی اش را انجام دهد و چهارم شد اما از همین تیم چند بازیکن کرمانی به تیم ملی جوانان دعوت می شوند که نام مهدی محمدی هم در بین آن ها بود و این چنین محمدی جوان حق خود را از این مسابقات دریافت می کند.... زمانی که محمدی در فوتبال ایران به اوج پختگی می رسد فوتبال کرمان در رکود به سر می برد و همین سبب می شود که محمدی نتواند مسیر پیشرفت خود را ادامه دهد. در آن سال ها فوتبال هم ممر درآمدی نبود و محمدی که تازه به زندگی شخصی اش سروسامان داد ترجیح داد علی رغم پیشنهاداتی که از تهران و سایر شهرها برای فوتبال داشت در کرمان بماند و استخدام شود تا ریسک زندگی خود را به دست توپ گرد بسپارد...اما عشق فوتبال دست بردار نبود و او پس از خداحافظی زودهنگامش از فوتبال به دنبال کلاس های مربیگری رفت....

همه مدرک های مربیگری در جیب آقای مربی

عشق و علاقه به فوتبال موضوعی نبود که محمدی به راحتی از آن دست بکشد...در روزهای بعد از انقلاب فوتبال هنوز در کرمان رکود خود را داشت. محمدی همچنان در تیم شهرداری کرمان که تیم اول این شهر محسوب می شد توپ می زد ولی او بیشتر توجهش به پیدا کردن استعدادهای جوان کرمانی و رونق این رشته در کرمان بود. اواخر دهه شصت بود که محمدی برای همیشه با بازی در زمین چمن خداحافظی کرد و رسما به دنبال کسب مدارک مربیگری رفت. در روزهایی که هیچکس در کرمان خیلی به فوتبال علمی و پای تخته اهمیت نمی داد محمدی تقریبا جزو اولین کسانی بود که در اکثر کلاس های مربیگری پیشرفته ایران شرکت کرد و حتی خیلی زود مدرک آ آسیا را هم گرفت تا جزو اولین های کرمان در کسب مدرک بین المللی مربیگری هم باشد.

آغاز داستان مس و محمدی

اما زمانی که در سال 74 تیم فوتبال مس در لیگ دسته دو آن زمان متولد شد تقریبا نام مس و محمدی به یکدیگر گره خورد. از سال 78 بود که محمدی روی نیمکت مس نشست تا تجربه اندوزی خود را از همین سال ها شروع کند. داستان محمدی و مس شروع شد و کرمانی ها هرسال به امید رسیدن به لیگ برتر روزهای پرفراز و نشیبی را پشت سر می گذاشتند تا اینکه سال 84 و زمان صعود مس به لیگ برتر رسید. در آن سال نقش مهدی محمدی در کنار نادر دست نشان پررنگ تر شد و تا قبل از آن سال که محمدی به عنوان مربی سوم و حتی تمرین دهنده بیشتر در مس مشغول به کار بود، از سوی دست نشان بیشتر در کار فنی تیم دخالت داده شد. البته دست نشان خیلی زود نتیجه این اعتماد خود را هم گرفت و او با کمک فکری همین محمدی تیم را سرانجام به لیگ برتر رساند تا نام محمدی حالا در فوتبال کرمان شناخته تر هم بشوند. در سال 84 که مس به لیگ برتر رسید یکی از بدترین اتفاقات ممکن در زندگی محمدی هم رخ داد و آن از دست رفتن دختر نوجوان محمدی در اثر برق گرفتگی بود. اما شاید تنها موردی که می توانست به محمدی تسلا این غم بزرگ را بدهد دیدن خنده کرمانی ها برای صعود مس به لیگ برتر بود که در خرداد ماه همان سال این اتفاق با حضور محمدی در مس برای کرمانی ها رخ داد....

و نیمکتی که هیچگاه به امانت داده نشد

با صعود مس به لیگ برتر داستان مس و محمدی وارد فاز جدیدی شد. حالا دیگر کرمانی ها کاملا محمدی را شناخته بودند و می دانستند او حتی می تواند نفر اول نیمکت مس باشد. اولین باری که او در آستانه پذیرفتن نیمکت مس بود زمان اخراج دست نشان بود اما در حالی که او می توانست هشت هفته پایانی سرمربی مس باشد اما کرمانی ها فرهاد کاظمی را به او ترجیح دادند. کاظمی که در پایان نیم فصل اول لیگ سال بعد اخراج شد و این بار مهدی محمدی فرصت یافت برای اولین بار در لیگ برتر روی صندلی اول نیمکت مس بنشیند. فرهاد کاظمی با مس آنقدر بد نتیجه گرفته بود که این تیم در قعر جدول با کوله باری از حواشی روبرو شده بود. مس در تهران به راه آهن سه بر یک باخته بود و این هفته با فجرسپاسی بازی داشت. در کرمان به واسطه همین حواشی و جایگاه تیم اوج ناامیدی حاکم بود اما مهدی محمدی در بازی که با برتری مس هم همراه بود با سپاسی به تساوی بدون گل می رسد تا کمی از حجم حواشی مس کم شود. اما هفته بعد و در آخرین بازی مس در نیم فصل اول، محمدی مس را برابر صدرنشین آن زمان لیگ برتر یعنی سپاهان اصفهان در کرمان می چیند. همه کار مس را برابر سپاهان با یک شکست محض تمام شده می دانند اما محمدی شگفتی هفته را با مس برابر سپاهان رقم می زند و پس از اینکه عمادرضا گل سپاهان را می زند، مجید خدابنده لو گل تساوی مس را به ثمر می رساند تا در شب یلدا سال 86 کرمانی ها کاملا راضی ورزشگاه را ترک کنند و سپاهان صدر جدول را با این تساوی به پرسپولیس واگذار کند...پس از این بازی محمدی تیم را به بندرعباس می برد تا آن را برای نیم فصل دوم آماده کند و باشگاه با امیر قلعه نویی به توافق می رسد. زمانی که تیم از بندرعباس برمی گردد و قلعه نویی آمادگی بازیکنان را پس از تمرینات بندرعباس می بیند حکم می دهد که حتما محمدی در کنارش باشد چراکه او اصلا فکرش را هم نمی کرد تیم نه چندان آماده مس در نیم فصل اول در تعطیلات بین فصل تا این حد آماده باشد. پس از آن مظلومی به کرمان می آید و با کمک محمدی تیم مس به آسیا می رود تا مربی کرمانی ها با تیم کرمانی مراحل موفقیت خود را کامل کند. در سال 88 و بازهم زمانی که تیم مس در اوج بحران قرار دارد مظلومی اخراج می شود تا محمدی مس را به تهران ببرد تا برابر پرسپولیس در آزادی بازی کند. هرچند نیمه اول بازی با مقاومت مس بحران زده روبرو می شود و بازی با تساوی بدون گل تمام می شود اما در اواخر بازی است که پرسپولیس مس را شکست می دهد و پس از آن بازهم محمدی روی نیمکت نفر دوم کنار لوکا بوناچیچ می نشیند تا با کمک او مس را از پائین جدول نجات دهند. جالب بود که محمدی حتی سال قبل با مدیر عامل باشگاه قرارداد سرمربیگری تیم را هم امضا کرد و قرار بود که او به عنوان سرمربی برنامه و لیست بازیکنانش را ارائه دهد اما در حالی که هم قرارداد او موجود بود و هم عکسش در کنار مدیر عامل در حال امضای قرارداد سرمربیگری، در همین کرمان عده ای مانع کار او می شوند و برخی از افراد کرمانی آنقدر بر باشگاه فشار می آورند که محمدی نباید سرمربی تیم باشد!! دو روز بعد محمدی بازهم به سرمربیگری مس نمی رسد تا او با افسوس زیاد همان جمله معروف :"ما کرمانی ها خود بد هستیم" را بر زبان بیاورد....محمدی زمانی که صمد مرفاوی به کرمان می آید از مس جدا می شود و برای یک فصل هدایت گل گهر سیرجان در لیگ یک را برعهده می گیرد. کسی انتظار ندارد که سیرجانی ها با آن امکانات به لیگ برتر صعود کنند و محمدی هم متناسب با توقعات تیم را در میانه جدول حفظ می کند. اما درست زمانی که مجددا مس به بحران خورده است آن ها به یاد محمدی می افتند و بازهم محمدی برای کاری که در آن تخصص یافته است به این تیم می آید....خروج تیم از بحران و البته دمغ کردن سپاهانی ها!! ابراهیم قاسمپور با داد و فریاد نیمکت مس را ترک می کند و مس شب بازی با سپاهان بدون سرمربی مانده است...با محمدی تماس می گیرند و می گویند بنا به شناخت قبلی اش از مس هدایت تیم را برای این بازی بر عهده بگیرد. محمدی روی نیمکت مس می نشیند و مس با حضور او بازهم سپاهان را ناکام می گذارد و اصفهانی ها با یک گل در کرمان با مس تحت هدایت محمدی شکست می خورند... این آخرین باری بود که محمدی به عنوان سرمربی روی نیمکت مس نشست و پس از آن دیگر روزگار فرصتی نداد که نیمکت مس امانتی برای محمدی باشد...

وصله ای که به محمدی نچسبید

در این روزهایی که هیچکس فکرش را نمی کرد روزهای آخر محمدی و مس باشد عده ای در صدد چسباندن وصله ای به او بودند که نامتجانس ترین شکل ممکن را با روحیات محمدی داشت. او که بی حاشیه ترین شکل ممکن با انواع مربیان بزرگ و کوچک در کرمان کار کرده بود متهم شده بود برای رسیدن به نیمکت تیم مشغول درست کردن باند است! اگر او باندی که به او نسبت دادند در کرمان داشت حداقل برای چند هفته قطعا سرمربی مس می شد و یا امثال صمد مرفاوی در کرمان حتی چهار هفته هم نمی توانستند کار کنند... ولی محمدی به خاطر مس و هواداران کرمانی هرگز چنین راه های نامتعارفی را طی نکرد و برای او خیلی سنگین بود که این اواخر عده ای در تهران مصاحبه می کردند که مشکلاتشان در کرمان نشات گرفته از باند محمدی بوده است...! مردم کرمان به واسطه همین صداقت محمدی، او را از صمیم قلب دوست داشتند و شاید همین دوست داشتن سبب اتفاقاتی در پیش از فصل امسال شد که می تواسنت با مدیریت بهتر اتفاقات اصلا رخ ندهد اما آنچه که مسلم است وصل کردن این ماجراها به باندی که محمدی سردسته آن بود از بی مزه ترین لطیفه های ممکن بود....امروز شاید محمدی تجربه سرمربیگری مس را نداشته باشد و شاید محمدی هیچگاه افتخارات و یا حتی ثروت خیلی از ارکان فوتبال را نداشته باشد اما او گوهری داشت که سبب می شد برای همیشه در قلب کرمانی ها باقی بماند و آن صداقت و همین درستکاری محمدی بود که امروز او را روی نیمکتی از طلا در قلب کرمانی ها نشانده است...

مرد سیندرلایی فوتبال کرمان

محمدی با اخلاقیاتش در فوتبال ایران و کرمان همان فیلم مرد سیندرلایی ران هاورد را متبادر به ذهن می کرد...مرد لطیفی که خیلی از بازی های پشت پرده را بلد نبود و ذاتا نمی توانست خیلی از سیاه کاری های لازم میدان خود را انجام دهد و با وجود روحیاتش می خواست در میدان سخت رینگ بوکس، قهرمان جهان شود... درست مثل محمدی که بلد نبود باند بسازد، سیاه بازی کند، تیم را برهم بریزد، مصاحبه کند و از محبوبیتش سو استفاده کند تا خودش سرمربی باشد...محمدی از راهی می خواست سرمربی مس شود و آن توانایی های خودش بود ولی توانایی این را نداشت که برابر حتی برخی از همشهریانش که چشم دیدن موفقیت یکدیگر را ندارند بازی کثیف به راه بی اندازد و این گونه تا صد سال هم به حق خود نمی رسید...اما هیچگاه فراموش نمی کنیم مرد سیندرلایی فوتبال کرمان هرچند هیچگاه روی نیمکت به حق خودش نرسید ولی در قلب های هواداران مس او جایگاه واقعی خود را پیدا کرده است...برای همیشه تا ابد...

لینک دیدگاه‌ :: http://mes-fc.ir/viewpoint/?Id=3