شماره‌ی خبر : ‌75290 | تعداد بازدید : 257
سه‌شنبه 21 مرداد ماه 1399 ساعت 12:14

اگر گل های حیات کاشته شود...می توان این درد را خاطره خوب کرد

زمین خوردن بغل خط پایان وقتی مرگ آور است که همه از این خط عبور کرده باشند اما مس کنار خط پایان زمین خورد اما فقط درد را چشید و خوشبختانه تا مرگ هنوز یک بازی دیگر وقت باقی است و مس می خواهد زنده بماند چرا که گل های حیات هنوز می تواند به دست این تیم کا

اگر گل های حیات کاشته شود...می توان این درد را خاطره خوب کرد

بالاترین درد یک ورزشکار، حتی فراتر از شدیدترین مصدومیت های پزشکی، درد از دست دادن موفقیت او درست دم خط پایان است...مصیبتی که دردش را به اصلی ترین نقطه بدن یعنی قلب تو می زند و با شکستن آن تمام تنت را زخم می زند وقتی تمام زحمات یک ساله ات را بر باد رفته ببینی...

زمین خوردن دونده نفر اول، لب خط پایان... ضربه فنی شدن ثانیه آخری کشتی گیری که با چند امتیاز اختلاف پیش است... جا گرفتن توپ سه امتیازی در حلقه بسکتبال تیمی که با دو امتیاز از رقیب پیش است آن هم در شوت آخر مسابقه...همه و همه از همین دردهای وحشتناک است که زخم خود را می زند و البته می ماند...

گاهی این دردها کشنده است و دیگر فرصت جبران ندارد اما گاهی درد با مهربانی مرگ را با خود به ارمغان نمی آورد و هنوز این فرصت را به تو می دهد که عقده این درد را در جای دیگر خالی و فرار کنی... اما اگر درد را در آغوش گرفتی و فرصت جبرانش را هم به فنا دادی قطعا دیگر شایسته مرگ شده ای...

گاهی هم دردی قرار است بیاید تا تو قوی تر شوی...مثل سکانس پایانی فیلم بچه های آسمان وقتی دونده قهرمان داستان با ناجوانمردی در نزدیکی خط پایان تنه خورد و زمین افتاد و از قافله خط اول دور ماند اما بعد از این زمین خوردن و در جایی که فرصت جبران در کوچکترین اندازه خود باقی مانده بود، از تمام وجود انرژی گذاشت که به جای نفر سوم بودن قبل از زمین خوردن، به عنوان نفر اول از خط پایان عبور کرد...

حالا همه می دانیم که مس کرمان بعد از باخت هفته قبل برابر آلومینیوم درد دارد چراکه این درد در تارکه وجود همه رفت اما خوشبختانه درد کشنده نبود و با وجود عقب انداختن ما، هنوز پای دویدن گذاشته است...

و حالا ما مانده ایم و این پا که چگونه با وجود این درد، قدم های آخر را بدود... اگر عاشق خودمان و موفقیت باشیم، با همان تیری که در پا داریم چنان می دویم که گویی پرواز کرده ایم و اگر ناامید از پای خودمان، فقط ملال و افسوس روانه این پای دردمند کنیم، طبیعی است که حتی از خط پایان هم عبور نمی کنیم...

انتخاب با خودمان است...عاشق موفقیت باشیم تا به خودمان عشق کنیم و یا همین الان بساط نفرت بچینیم و به زمین و زمان لعنت بفرستیم...بسیاری در این شرایط انتخاب دوم را می کنند و فراموش می شوند اما آن عده که انتخاب اول را کردند و ناامید نشدند، دویدند و توانستند به آخر برسند، کلا درد را فراموش کردند و حتی آن درد را برای خود یک خاطره خوب کردند...

اینکه یک درد را خاطره خوب کنی کار آسانی نیست ولی برای اینکه دردمند نمانی باید تا لحظه آخر بجنگی و با سربلندی از خط پایان بگذری...گذر مس کرمان از خط پایان یعنی تلاش با نهایت وجود در بازی آخر... یعنی فارغ از هر نتیجه ای که در بازی اراک رخ می دهد، مس در آخرین فرصت پیش روی خود، عاقلانه عقده گشایی کند و به دور از احساس فقط راه کاشت گل آن هم از نوع دسته پروپیمانش را پیدا کند...یعنی اینکه مس ثابت کند تا لحظه آخر برای عشق خود که همان هدفش بود جنگیده است و همین جنگیدن آن ها را محترم کرده است نه اینکه بغل خط پایان بدون اینکه از آن رد شود زانوی غم بغل گرفته باشد و هیچکس دیگر حوصله نگاه کردن به او و نق زدن هایش را هم نداشته باشد.

زمین خوردن بغل خط پایان وقتی مرگ آور است که همه از این خط عبور کرده باشند اما مس کنار خط پایان زمین خورد اما فقط درد را چشید و خوشبختانه تا مرگ هنوز یک بازی دیگر وقت باقی است و مس می خواهد زنده بماند چرا که گل های حیات هنوز می تواند به دست این تیم کاشته شود...


نام‌ :
ایمیل :
نمایش داده نمی‌شود
تلفن :
نمایش داده نمی‌شود
وبگاه‌ :
متن :
 

نظر شما در رابطه با بهترین تیم باشگاه مس کرمان در فصل 98-99